تبليغاتX

با نگاهش عشق و با حرفهایش تنفر را یادم داد




ღ همیشه تنها ღ - آخرين سلام ِعاشق خسته و ديوونت

ღ همیشه تنها ღ

شايد آخرين باريه كه برات مينويسم و شايد اصلا ديگه نباشم كه بنويسم .

يادش بخير بهم ميگفتی " جینگولی " ،ولی هيچ وقت نفهميدی اگه عشقت بهم نرسه

 می ميرم ، بهم ميگفتی خودخواه بدون اينكه بفهمی تو خودخواهتر بودی.

نميدونم چرا اصلا ازت انتظارندارم كه باهام اينكارو بكنی و باور نميكنم،شايد بخاطراينكه

به عشقمون خيلی اعتقاد و باور دارم ...

اينهمه با اشك چشم و خون دل برات نوشتم تا بلكه منو بفهمی ، ديگه ديوونه شدم و تو

يه ذره هم به حرفام ارزش قائل نشدی،من تو رو واسه لحظه لحظه هام ميخوام و توكاش

لا اقل يه بار اينو درک می كردی .

يادت باشه هرلحظه بی من بودنت ،هرلحظه بی تو بودنم برابره با ماهها زجر و رنج من

و تو با اينكه اينو ميدونستی خيلی راحت پذيرفتی .

هر لحظه به ياد من و زجری كه بهم تحميل كردی باش،مطمئن باش حتی روحمم تو دل ِ

سرد گورآرامش نداره . كاش می دونستم چطور تونستی اينقدر سنگدل و بی انصاف

بشی ... ولی با همه اينا خيلی دوستت دارم .

... تا وقتی كه زنده ام ، دروازه قلبم هميشه تنها به روی تو بازه و هميشه تنها

مراحم زندگيم بودی وهستی . و بر خلاف تو ، من تو رو از هيچ چيز محروم نميكنم و

تو هرلحظه كه اراده كنی و دلت بخواد ميتونی مرحم و مراحمم باشی...البته تواين مدت

كمی كه طاقت بيارم و بتونم زنده بمونم .

برای آخرين بار ، خدا كنه بباره

                                            كه اين شب كويری پر بشه از ستاره

هميشه بودم و تو منو نديدی انگار

                                            قلب منو شكستی برای آخرين بار ...

+ نوشته شده در یکی از روزهای بی تو  86/11/18ساعت دلتنگی  ღ  فرشید  |