از خواب می پرم
چيزی يادم نمی آيد
فقط از چشمان خيسم می فهمم كه خواب تو را می ديده ام
ای كاش در كنارم بودی
تا همانگونه كه دلم را شكستی
سكوت تنهاييم را نيز بشكنی
كنار پنجره می روم
آسمان بر خلاف دل ابريم صاف است
امشب مانند هر شب ستاره ها را می شمارم
شايد امشب هم در جايی كسی ستاره بختش را به بهای دل شكسته ای داده باشد ...
چيزی يادم نمی آيد
فقط از چشمان خيسم می فهمم كه خواب تو را می ديده ام
ای كاش در كنارم بودی
تا همانگونه كه دلم را شكستی
سكوت تنهاييم را نيز بشكنی
كنار پنجره می روم
آسمان بر خلاف دل ابريم صاف است
امشب مانند هر شب ستاره ها را می شمارم
شايد امشب هم در جايی كسی ستاره بختش را به بهای دل شكسته ای داده باشد ...
جینگولی تو همه چی رو ميتونی از دلم بگيری ولی دوست داشتنتو هرگز ؛ به خدا تو كه نميدونی
چقدر دوستت دارم اگه ميدونستی كه تا حالا مال من شده بودی ؛ همين نا باوريهاته كه هميشه
كار دستت داده و ميده ... به نظرت اينطوری راحتی ؟ يعنی همه چی به اين راحتی تموم ميشه ؟
غم و غصه های دل من ؛ صدای مكرر شكستن دل من ؛ آرزوی خشكيده دل من ؛ عشق بيكران
دل من به تو ؛ نه ديگه هيچوقت تموم نميشه ديگه هيچ راهی بلد نيستم كه بتونم فراموشت كنم
نميتونم ؛ من چه ميدونم چيكار كنم ؟ اگه راست ميگی خودت بگو من چيكار كنم ؟
متاسفم اينو ميگم قصد بدی ندارم ولی زندگی كه با زجر و دلشكستگيه يكي ديگه شروع بشه به
نظرت زندگی خوبی بشه ؟ زجرايی كه هيچوقت تمومی نداره ، زجرايی كه تو تحميل كردی ؛
البته اميدوارم زندگيت خوب باشه ولی خوب ...
اشتباه پشت اشتباه ؛ اشتباه محض .. تو به چيزايی كه بايد اهميت بدی نميدی و برعكس ...
تو دوست داری افكارتو دلتو اخلاقتو عوض كنی ، كه چی بشه كه مثلا يه زندگی خوب و
باب ميلت بسازی يا باب ميل ديگران ؟ منظوری ندارم ولی اشتباه نكن ...
به عاقبت همه چی فكر كن هيچ چيز بی جواب نمی مونه ؛ دوستت دارم خيلی زياد لج باز من !
تو عشق دلشكسته رو ناديده نگير تا خدا هم تو رو ناديده نگيره جینگولی من ...
