از اون روزا که قلبا نزديک تر از امروز بود
آواز همشهری يام صميمی و دلسوز بود
از اون روزا که رستم هنوز برام رستم بود
دستای اون گمشده اندازه ی دستم بود
از اون روزا که شب هاش می شد ستاره شمرد
اسم گلای باغو می شد به خاطر سپرد
از اون روزا تا امروز يه عمره که می گردم
دنبال اون کسی که تو اون روزا گم کردم
از اون روزا که عکسا زير غبار نبودن
گنجشکای تو ايوون فکر فرار نبودن
از اون روزای معصوم روزای خوب بازی
روزای آبی عشق روزای بی نيازی
از اون روزا تا امروز يه عمره که می گردم
دنبال اون کسی که تو اون روزا گم کردم
تموم لحظه ها رو به انتظار شمردم
فقط واسه يه لحظه س که تا امروز نمردم
براي اون لحظه که تموم بشه جست وجو
گم کردمو ببينم تو آينه،روبه رو
از اون روزا تا امروز يه عمره که می گردم
دنبال اون کسی که تو اون روزا گم کردم ...!
